معين الدين محمد زمچى اسفزارى

412

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

خراسان با تحف و هدايا و سلامى و پيشكشها به خدمت ملك شمس الدين آمدند ، و ملك سيف الدين غرجستانى تخلف كرد ، و گفت همچنانكه او ملكى است و احكام حكام دارد ، من نيز دارم و ملك ناحيتىام ، ملك شمس الدين ازو برنجيد و چهار صد مرد فرستاد كه او را گرفته بياورند ، ملك سيف الدين خبر يافت ، پيش ارغون آقا رفت ، ملك شمس الدين ارغون آقا عرضه داشت فرستاد كه ملك سيف الدين طريق مخالفت پيش گرفته ، و امتثال احكام و امر او نكرده ، ارغون آقا ناپرسيده ملك سيف الدين را گردن بسته بقاصد ملك شمس الدين سپرد ، تا او را بهرات آورد ، ملك شمس الدين ، فرمود تا او را بر دروازهء خوش لگدمال كردند ، و سه روزش مرده در ميان بازار بگذاشتند . و در سنهء اثنى و خمسين و ستمايه ملك شمس الدين شهر سندان را « 1 » از توابع گرمسير محاصره كرد ، و ملوك آنجا شاهنشاه و بهرامشاه و ميرانشاه با پنج هزار مرد پناه بقلعهء خاسك بردند ، ملك شمس الدين قلعه را در ميان گرفته ده روز جنگ كردند ، چون كار بر مردم حصار دشوار شد ميرانشاه تيغ كشيده خود از قلعه بدر آمد و بر يك كنارهء لشكر ملك شمس الدين زده بيرون رفت ، چون روز شد ملك شمس الدين قلعه را فتح كرده ، شاهنشاه و بهرامشاه را با نود تن از اقرباى و قرناى « 2 » ايشان بكشت ، بعد از آن حصار « تيز » « 3 » را از ديار افغان حصار داد ، و پنجاه و نه روز حربهاى عظيم رفت ، تا قلعه را گرفتند ، ملك شمس الدين فرمود كه تا آلمار را كه كوتوال قلعه بود به دو نيم زدند ، و بعضى

--> حصارى تيرى را فتح نمود ، بعد از آن قلعهء كهيرار را كه حصار استوار فلك در سلك شرفات برج او زمين هموار تواند و طلايه صبح در هواى پاسبانى او جز عرصهء خيال نتواند پيمود هم از آن ديار گرفته ، شعيب افغانرا بكشت ، و قلعهء دوكى را فتح كرده ، حصار ساجى را نيز بحرب گشاده ويران ساخت . پس در سنه 656 ملك شمس الدين بهرات آمد » ( 1 ) - مج : مستند سرا . پا : سندان . اصطخزى و مقدسى از شهرهاى استان مكران : « كبچ‌سرا » ، « سندان » ، « بسمد » و « راسك » را نوشته‌اند . احسن التقاسيم - ص 479 . ( 2 ) - اين كلمه « قرناى » - جمع قرين ، و « قومان » - جمع قوم هم خوانده مىشود . ( 3 ) - در اصل « تبريز » . يكى از شهرهاى استان مكران است . احسن التقاسيم - ابن بشار المقدسى ص 467 - 479 ليدن .